اين بار كه مي آمدند، ديگر دفعه ي آخر بود، اين را مي دانست. چيزي ساده تر از اين نمي توانست باشد. آنها بايد تصميم مي گرفتند، مستقيم، دقيق و بدو ...
اين بار كه مي آمدند، ديگر دفعه ي آخر بود، اين را مي دانست. چيزي ساده تر از اين نمي توانست باشد. آنها بايد تصميم مي گرفتند، مستقيم، دقيق و بدون رو دربايستي، وارد عمل مي شدند، و عمل را مرحله ي آخر اجرا مي كردند. اطرافيانش هم اين را مي دانستند. زنش كه در برابر آيينه مي نشست و مي خواست مختصر آرايشي بكند تا بروند و شب را جايي بنشينند و شام بخورند، ناگهان در وسط آرايش، لحظه اي بي حركت مي ايستاد و به جايي خالي در آيينه نگاه مي كرد.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.