داستان پیرزنی است به نام ننه سلیمه که تو دار دنیا فقط یک نوه داشت به اسم گلجان. اهل آبادی همه می دانستند که ننه سلیمه گلجان را به اندازه جان ...
داستان پیرزنی است به نام ننه سلیمه که تو دار دنیا فقط یک نوه داشت به اسم گلجان. اهل آبادی همه می دانستند که ننه سلیمه گلجان را به اندازه جانش دوست دارد . ننه سلیمه از شیر گاوش برای گلجان ماست و پنیر درست می کرد. از پر مرغ و خروسش برای گلجان متکا درست می کرد. پشم گوسفندش را می ریسید و برای گلجان کلاه می بافت . گلجان را سوار الاغ می کرد و دور تا دور آبادی می گرداند. ننه سلیمه پیرترین زن آبادی بود و هر جوانی می خاست عروسی کند ،او به خواستگاری می رفت . اگر بین دو نفر از اهل آبادی دعوا می شد، ننه سلیمه آنها را آشتی می داد . اگر کسی مریض می شد ننه سلیمه با گل و گیاه او را مداوا می کرد. و همیشه شریک غم و شادی اهل آبادی بود . و خدا را شکر می کرد و می گفت دیگر چیزی کم ندارم ، دنیا مال من است .
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.