آدم گريزاني از اروپاي جنگ زده، روزي براي تهيه مقدمات سفر خود جهت پرس وجو به آژانس مسافر بري ميرود. او مي خواهد از مهلكه دور شود و به محل دور ...
آدم گريزاني از اروپاي جنگ زده، روزي براي تهيه مقدمات سفر خود جهت پرس وجو به آژانس مسافر بري ميرود. او مي خواهد از مهلكه دور شود و به محل دوردستي برود كه از جنگ وكشتار خبري نباشد. براي همين مدتي طولاني نقشه جغرافياي موجود در آژانس را به دقت ورانداز كرده و ناگهان بعد مي پرسد: آقا جاي ديگري نداريد؟
مطلب چسلاو ميلوش در اين لطيفه نيست. اين شاعر كه معتقد است وظيفه ادبيات و شعر همانا زنده نگهداشتن هستي انساني در انظار عمومي است.
پس رهنمود او وقتي است كه مي گويد: آزادي تبعيد، مبارزه با ضعفهاي انسان است كه مي تواند پيامدي ويرانگر يا سازنده داشته باشد.
اين نكته به نوعي تكرار همان سخن راينر ماريا ريلكه نيز هست. آن شاعر متولد پراگ، آلماني زبان و اهل عرفان، كه گفت تبعيد هم به پژمردگي مي تواند منجر شود و هم به شكوفايي. آنهم براي انساني كه از يكسوبا كم رنگي و زردي افسردگي روبرو است و از سوي ديگر، ذوق پرواز در آسمان آبي را در سر دارد. چنين است كه ريلكه در شعر همسايه خود اين دوگانگي انسان آواره را توصيف مي كند...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.