داستانی حماسی برای نوجوانان.
در زمان های نه چندان دور، در میان مردم چادرنشین كوه دنا، پسری به اسم "نورا" زندگی می كرد. "نورا" از تمام دنیا یك ...
داستانی حماسی برای نوجوانان.
در زمان های نه چندان دور، در میان مردم چادرنشین كوه دنا، پسری به اسم "نورا" زندگی می كرد. "نورا" از تمام دنیا یك اسب داشت و مادری كه او را بسیار دوست داشت. پدرش را وقتی كه خیلی كوچك بود از دست داده بود. به او گفته بودند كه پدرش یك روز برای شكار به كوه ها رفت و دیگر بازنگشت. "نورا" روزها سوار اسبش می شد و رو به صخره های دنا می ایستاد. رو به روی او، بر فراز تپه های بلند، تخته سنگ بزرگی بود كه از دور به سیاهی یك مرد دلاور شبیه بود...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.