داستان درباره ي پيرمردي است كه سه پسر داشت و از مال دنيا يك آسياب، يك خر و يك گربه ي ملوس داشت. او قبل از مرگش به پسر بزرگترش گفت كه همراه دو ...
داستان درباره ي پيرمردي است كه سه پسر داشت و از مال دنيا يك آسياب، يك خر و يك گربه ي ملوس داشت. او قبل از مرگش به پسر بزرگترش گفت كه همراه دو برادر ديگرش در آسياب كاركنند، ولي او به حرف پدر گوش نداد و آسياب را خودش برداشت، خر را به برادر دوم داد و به كوچكتر گربه را داد تا به دنبال سرنوشت خودش برود.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.