داستان،
دختر كوچكي بود به نام، نسيم. او با مادر بزرگش زندگي ميكرد. جاييكه آنها زندگي مي كردند، هيچ بچه اي نبود و نسيم هميشه بايد با عروسكه ...
داستان،
دختر كوچكي بود به نام، نسيم. او با مادر بزرگش زندگي ميكرد. جاييكه آنها زندگي مي كردند، هيچ بچه اي نبود و نسيم هميشه بايد با عروسكهايش بازي مي كرد. يك روز كه براي بازي به ساحل رفته بود از تنهايي خودش ناراحت شد و شروع به گريه كرد.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.