جوجه تیغی های پسرعمو با یک بغل تیغ راه افتادند. آن ها دور تپه ی خاکی می چرخیدند اما به هم نمی رسیدند. آن قدر چرخیدند که خسته شدند. این جوجه تی ...
جوجه تیغی های پسرعمو با یک بغل تیغ راه افتادند. آن ها دور تپه ی خاکی می چرخیدند اما به هم نمی رسیدند. آن قدر چرخیدند که خسته شدند. این جوجه تیغی گفت: «نکند پسر عموی من گم شده باشد؟» آن جوجه تیغی گفت: «نکند پسر عموی من گم شده باشد؟» در کتاب های تصویری، نویسنده و تصویرگر دست به دست هم داده اند تا کودکان را به دنیای داستان ببرند و بزرگ ترها را به دنیای کودکی. اگر می خواهی پا به دنیای شان بگذاری کافی است کتاب را باز کنی و همراه شان شوی.
(با کاغذ گلاسه و تصاویر رنگی)
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.