رمان فارسی.
پاییز همیشه برایم مفهومی از عشق و احساس بود. فصلی که در آن به دنیا آمدم و مفهوم عشق و جدایی را با تمام وجودم درک کردم. فصلی که هم ...
رمان فارسی.
پاییز همیشه برایم مفهومی از عشق و احساس بود. فصلی که در آن به دنیا آمدم و مفهوم عشق و جدایی را با تمام وجودم درک کردم. فصلی که همیشه در آن اتفاق های خاصی برای من داشت. شب تولدم بود و یک عدد به سنم اضافه شده بود و یک سال تجربه به کوله بار زندگی ام. امسال هم شب تولدم را در سکوت و بی سر و صدا می گذراندم و این سومین سالی بود که چنین بود یعنی پس از خاطره ی تلخی که سه سال قبل مادرم از حضور سرزده ی پدرم به جا گذاشت دیگر رغبت نکردم کسی را شریک شادی ام کنم. تا قبل از آن هر سال با ذوق و شوق کیک می خریدم و شمعی به عدد سال های تولدم روی نرمی کیک فرو می کردم. همیشه روشن کردن شمع حس خوبی به من می بخشید و برای من نمادی از برآورده شدن آرزوهایم بود و این احساس تحت تأثیر داستانی بود که در کودکی از پدرم شنیده بودم که برای همیشه در ذهنم ماندگار شده بود...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.