زماني كه سيندبا به دنيا آمد، عمويش از اينكه روزي سلطان جنگل شود نااميد مي شود. او ابتدا تلاش مي كند سيندبا را نابود كند. اما هوشياري پدر سين ...
زماني كه سيندبا به دنيا آمد، عمويش از اينكه روزي سلطان جنگل شود نااميد مي شود. او ابتدا تلاش مي كند سيندبا را نابود كند. اما هوشياري پدر سيندبا، شكست مي خورد. سرانجام پدر سيندبا در توطئه برادرش جان مي بازد و سيندبا با دروغ هايي كه از عمويش مي شنود به بياباني دور فرار مي كند. دشت سرسبز پس از مدتي به بياباني برهوت تبديل مي شود. روزي بنابر اتفاق سيندبا دوست دوران كودكيش را مي بيند. دوستش از او مي خواهد تا به دشت برگردد و به جاي عموي بدجنسش سلطان شود و همه جا را دوباره آباد كند، اما... (با ورق گلاسه)
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.