مدعای این کتاب این است که: الته خیام در تحول دائم فکری و تطور وجودی بوده است. اما در یک تقسیم بندی کلی، تحول فکری او، از عقلانیت یونانی و است ...
مدعای این کتاب این است که: الته خیام در تحول دائم فکری و تطور وجودی بوده است. اما در یک تقسیم بندی کلی، تحول فکری او، از عقلانیت یونانی و استناد به عقل مستقل بشری، به عقلانیت عرفانی و عقل مؤمن به غیب بوده است. رمز اصلی این تحول فکری و تطور وجودی، که در روند بحث این کتاب، به منزله ی پیش فرض محسوب می شود، تحیر فلسفی خیام است، تحیری که او را از فضای مسدود تفکر منطقی و عقل یونانی، به آبی بیکران آسمان ایمان به غیب و تعقل غنی شده و بارور شده با ایمان کشانده است. رباعیات خیام، نشان دهنده ی عصیان عقل ملکوتی در مقابل عقل ناسوتی و نماینده ی ایمان اوست. روح ایمان در خیام موج می زند. خیام نیز همانند اسلاف خود ابن سینا و فارابی، این تحول وجودی را تجربه کرده و با عبور از عقل یونانی، به عقل ایمانی رسیده و با اثبات خدا، انسان را مرکز تفکر خویش قرار داده است. صورت مسئله این است: چه نسبتی میان آثار فلسفی خیام با رباعیات او برقرار است؟ مدعای ما این است که: این دو دسته اثر کاملا" با هم مرتبطند و رباعیات، مکمل تحول فکری خیام در پایان فلسفه ی اوست، و پیش فرض ما، حیرت فلسفی خیام است.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.