از زمانی كه انقلاب صنعتی در اروپا رخ داد و به اصطلاح عصر جديد آغاز شد، تقريباً تمامی نهادها و ابعاد زندگی اجتماعی جوامع دستخوش تغيير گرديد ...
از زمانی كه انقلاب صنعتی در اروپا رخ داد و به اصطلاح عصر جديد آغاز شد، تقريباً تمامی نهادها و ابعاد زندگی اجتماعی جوامع دستخوش تغيير گرديد. خانواده نيز از اين قاعده مستثنی نبود. يكی از اثرات قابل ملاحظه ی اين دگرگونی های كلان اجتماعی، تغيير در نقش جنسيت بوده است.
شرایط موجود نظام مرد سالاری سنتی را مطرود دانسته و در جست و جوی هر چه بیش تر برابری قدرت میان زن و مرد است. این خواسته تا حدی برآورده شده است و روابط خانواده بیش تر به سوی «دموکراتیزه شدن» پیش رفته است. همچنین نظام سنتی مرد سالاری رو به تضعیف نهاده است و از آن جایی که تعمق و تحقيق درباره ی تأثير تغييرات اجتماعی بر خانواده از همان اوان، پيوسته دل مشغولی متفكران اجتماعی به ويژه جامعه شناسان خانواده بوده است، نویسنده در این تحقیق بر آن است تا با استفاده از روش تحقیق کیفی و با اتکا به داده های میدانی نشان دهد که نابرابری میزان قدرت در میان همسران الزاماً به استثمار نمی انجامد.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.