پرنده كوچولو نشسته بود توي لانه اش. غصه دار بود از اينكه مثل فيل قوي نيست، نمي تواند مثل ميمون تاب بازي كند، و يا مثل قورباغه ورجه ورجه كند. ...
پرنده كوچولو نشسته بود توي لانه اش. غصه دار بود از اينكه مثل فيل قوي نيست، نمي تواند مثل ميمون تاب بازي كند، و يا مثل قورباغه ورجه ورجه كند. تا اين كه فكري به سرش زد و كاري كرد كه هيچ كدام از دوستانش نمي توانستند.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.