این داستان بلند که بطور مستقل به چاپ رسیده، جزو کارنامه سپنج محمود دولت آبادی است؛ مجموعه ای از داستان های او که در فاصله 15 سال (از دهه 40 تا ...
این داستان بلند که بطور مستقل به چاپ رسیده، جزو کارنامه سپنج محمود دولت آبادی است؛ مجموعه ای از داستان های او که در فاصله 15 سال (از دهه 40 تا نیمه دهه 50 ) نوشته شده است. دولت آبادی از جمله نویسندگانی بود که در دهه های 40 و 50 خونی تازه در رگ های ادبیات و فرهنگ ایران جاری کردند و امروز خوانش داستان ها و نمایشنامه هایشان، ما را با یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین دوره های ادبیات نو ایران آشنا می کند. دولت آبادی چندی پیش در مصاحبه ای درباره همین مجموعه گفته بود: «این داستانها در دورهای از زندگی من نوشته شدهاند که جا و مکانی برای نوشتنشان نداشتم و تقریبا همهشان را در قهوهخانههای تهران و عمدتا در قهوهخانه وطن - کنار ورودی سینما سعدی - مینوشتم از صبح تا نهار بازار، که قهوهخانه شلوغ میشد. وقتی پول دیزی نداشتم پا میشدم میرفتم بیرون، نصف نان. و با خلوتشدن قهوهخانه برمیگشتم آنجا و مینشستم پشت همان میز کوچک ته آن باریکه. زمستانها هم پشت به دیوار گرم مطبخ میدادم تا بدنم جان بگیرد.»
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.