داستان درباره ي چوپاني به نام "رشيد جان" است. او هرروز صبح زود براي چرا ي گله از روستا خارج ميشد به كوه و دشت ميرفت وغروب بر ميگشت.
او مادري ب ...
داستان درباره ي چوپاني به نام "رشيد جان" است. او هرروز صبح زود براي چرا ي گله از روستا خارج ميشد به كوه و دشت ميرفت وغروب بر ميگشت.
او مادري به نام "ننه قلياني" داشت كه براي بچه ها قصه مي گفت تا بفهمد
"رشيد جان" براي چه حرف نميزند و هميشه غمگين است.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.