داستان، در زمان هاي قدي، كارواني در جاده ابريشم حركت ميكرد كه خانوادهاي همراه آن بود. دختر آن خانواده در طول راه گريه مي كرد و مي گفت كه درخ ...
داستان، در زمان هاي قدي، كارواني در جاده ابريشم حركت ميكرد كه خانوادهاي همراه آن بود. دختر آن خانواده در طول راه گريه مي كرد و مي گفت كه درختش را مي خواهد. قبل از اينكه آنها به سفر بروند، پدربزرگ به او قول داده بود تا درخت را برايش بفرستد، ولي او كه نمي توانست اين كار را بكند. براي همين شروع به نقاشي آن كرد.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.