داستان،
پسري بود به اسم رضا. او هميشه از چيزي كه بود ناراحت بود. او دوست داشت كه به جاي كسي يا چيز ديگري باشد. يك روز سگ شد و شروع كرد چهار دس ...
داستان،
پسري بود به اسم رضا. او هميشه از چيزي كه بود ناراحت بود. او دوست داشت كه به جاي كسي يا چيز ديگري باشد. يك روز سگ شد و شروع كرد چهار دست و پا راه رفتن و به جاي جواب دادن پارس مي كرد. تا اينكه روزي...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.