داستان كودكان،
در جنگل سرسبزي موش كوچولويي زندگي مي كرد كه اسمش آقا موشه بود. روزي داشت به عروسي دوستش موش موشي مي رفت كه الاغه پايش را رو ...
داستان كودكان،
در جنگل سرسبزي موش كوچولويي زندگي مي كرد كه اسمش آقا موشه بود. روزي داشت به عروسي دوستش موش موشي مي رفت كه الاغه پايش را روي دم او گذاشت و از ته كنده شد. او آنقدر گريه كرد كه تمام حيوانات دورش جمع شدند و آقا كلاغه به او گفت كه پيش اوستا پينه دوز برود تا دمش را برايش بدوزد.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.