داستان درباره شيري است بيرحم كه هر روز در جنگل تعدادي از حيوانات را شكار مي كرد و مي خورد. روزي حيوانات دور هم جمع شدند تا راه چاره اي بياند ...
داستان درباره شيري است بيرحم كه هر روز در جنگل تعدادي از حيوانات را شكار مي كرد و مي خورد. روزي حيوانات دور هم جمع شدند تا راه چاره اي بيانديشند. ميمون گفت: "بهتر است خودمان هر روز قرعه كشي كنيم و براي خورده شدن نزد شير برويم." همه موافقت كردند و روزي سه حيوان انتخاب مي شدند. روزي نوبت به خرگوش افتاد و چون نمي خواست كه خورده شود به فكر چاره اي افتاد و به نتيجه رسيد.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.