داستان هاي كوتاه: ناديا، از زنش قهر كرده است، آموزگار ورمنسگي، نمي دانست كدام يك را بيشتر دوست دارد، زن دوا فروش، مرگ كارمند، پسر بچه ها، ش ...
داستان هاي كوتاه: ناديا، از زنش قهر كرده است، آموزگار ورمنسگي، نمي دانست كدام يك را بيشتر دوست دارد، زن دوا فروش، مرگ كارمند، پسر بچه ها، شادي، نگهبان فهميده، هيس!، يادداشتهاي يك آدم عصباني، آئينه بد نما، درام. مضمون داستان "از زنش قهر كرده است" از اين قرار است: راوي داستان مرد كارمندي است كه از سر كار برگشته و با زنش سر غذا دعوا كرده و باعث گريه و آزار زن شده است. به اتاق كار خود مي رود و بر روي تخت مي آسايد و احساس پشيماني مي كند كه چرا موجب آزار زنش شده است. او در حالي كه كاملا" متاثر شده و در دل زنش را بخشيده احساس مي كند كه زن دستش را روي شانه ي او گذاشته و براي معذرت خواهي آمده است. مرد بدون اينكه برگردد مي گويد: "عزيزم؛ تو را بخشيدم اگر اشتباهت را تكرار نكني". چون بر مي گردد مي بيند كه سگش دستش را روي شانه او گذاشته است.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.