از پیشگفتار: یک قصر شکار مجاری در دامنه ی کوههای کارپات- که سابقا باشکوه و جلالی بی نظیر محلی برای برگزاری جشنها و مهمانی های شبانه بود، آن ...
از پیشگفتار: یک قصر شکار مجاری در دامنه ی کوههای کارپات- که سابقا باشکوه و جلالی بی نظیر محلی برای برگزاری جشنها و مهمانی های شبانه بود، آنجا که سالن ها با انبوهی از شمع ها بسیار نورانی می شدند و موسیقی پیانوی شوپن همه جا را پر می کرد. اما حالا با کاغذ دیواری های مندرس سوراخ شده و آئینه های مات و کدر زوال یک عصر را نشان می دهد. هنریک پسر یک افسر گارد ارتش، تمامی زندگی اش را اینجا گذرانده و حالا لحظه ای فرا رسیده که به خاطر آن چهل و یک سال به انتظار نشسته است: کنراد، دوست بسیار نزدیک او از روزگار جوانی، بازگشت خود را اعلام می دارد. او چهل و یک سال پیش، یک روز بعد از گردش و شکار فراموش نشدنی در جنگل به یک باره و بدون تامل به انتهای دیگر کره زمین سفر کرد و از آن پس هرگز کسی از او خبری نشنید. سرانجام زمان فاش اسرار فرا می رسد و به پرسش هایی که ده ها سال است قلب هنریک را می سوزانند می توان پاسخ داد. کریستینا، زن جوان و زیبای هنریک چه نقشی میان این دو دوست بازی می کند؟
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.