قسمت هایی از کتاب شبح انتقام جو
جابر به طرف حوضچه رفت دنبالش رفتم از کله شقی و قلدریاش خوشم آمد برخلاف ما به فکر فرار و نجات جانش نبود کمی ...
قسمت هایی از کتاب شبح انتقام جو
جابر به طرف حوضچه رفت دنبالش رفتم از کله شقی و قلدریاش خوشم آمد برخلاف ما به فکر فرار و نجات جانش نبود کمی آب در دهانش قرقره کرد و تف کرد کنار حوضچه نفسش را تازه کرد کنارم نشست. من متوجه شدهام مشکل ما فقط حمودی نیست مشکل این روستا و این مقبره ی گوربه گورشده است اگر حمودی نباشد یک نفر دیگر پیدایش می شود و کار او را ادامه می دهد سپس با دستش بالای سرش را نشان داد تا وقتی مقبره ی ضحاک این بالاست بساط کشت و کشتار هم برقرار است.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.