داستان های کوتاه تخیلی برای گروه سنی «الف» و «ب». خانم جادوگر گریه کرد و گفت:«ای داد! دیدی چی شد؟ دخترم هم مثل شوهرم گم شد.»
حالا هر چه ورد ب ...
داستان های کوتاه تخیلی برای گروه سنی «الف» و «ب». خانم جادوگر گریه کرد و گفت:«ای داد! دیدی چی شد؟ دخترم هم مثل شوهرم گم شد.»
حالا هر چه ورد بلد بود خواند تا دخترش بیاید اما خبری از دختر نبود که نبود.
یکدفعه از چال لپ خانم جادوگر یک شکوفه سبز شد و افتاد توی دامنش ...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.