رمان فارسی. داستان، به ظاهر با ژانری پلیسی شروع می شود، اما با درونمایه و معضلی اجتماعی شکل می گیرد. فرهاد کشوری در این رمان، دنیای آدم ...
رمان فارسی. داستان، به ظاهر با ژانری پلیسی شروع می شود، اما با درونمایه و معضلی اجتماعی شکل می گیرد. فرهاد کشوری در این رمان، دنیای آدم هایی را ترسیم می کند که انگار همیشه مواظب هم هستند و همدیگر را تعقیب می کنند. چه در خیابان و چه در محل کار و چه در محل زندگی. در این داستان، نویسنده ای درون یک ساختمان نیمه ساز و تاریک کشته می شود. راوی که شاهد سر و صدای ناشی از قتل بوده است، قاتل را از پشت دیده است که کت و شلواری قهوه ای بر تن داشته و بعد سوار بر پیکانی سفید، از محل حادثه دور شده است. اما این معلومات و مفروضات برای شناسایی کامل قاتل، کافی نیست. راوی که شدیدا" تحت تأثیر قرار گرفته و اصولا" می خواهد سر و صدایی را که در ساختمان تاریک و نیمه ساز شنیده است شناسایی کند، به درون ساختمان می رود و با جنازه کسی رو به رو می شود که بعدها مشخص می شود نویسنده ای است به نام «هوشنگ فتاحی». هوشنگ فتاحی صاحب چند کتاب داستان و مقاله و به خصوص نوشته هایی اعتراض آمیز و نایاب است. سکوت راوی، تا مراحل بازپرسی و دغدغه های وجودی او تا انتشار خبر قتل و بازتاب آن در افکار عمومی، او را به ترس و توهم و عذاب وجدانی ناخواسته می کشاند که لحظه ای نمی تواند از آن غافل بماند. او که خود قاتل را از پشت دیده است، سرنوشتی بهتر از هوشنگ فتاحی نمی تواند داشته باشد. او خود قربانی دیگری است که مرگ محتومش خیلی زودتر از آن چه که تصوراتش به او می گویند، شکل می گیرد. او می خواهد با معلومات و ترفندهای کتاب های پلیسی که قبلا" می خوانده است، به کالبد شکافی مرگ مقتول برود. در حالی که مسمومیت افکار عمومی و باورپذیری آن، به عنوان یک نیروی بازدارنده، اثرات روحی و روانی خاصی را بر او تحمیل می کند.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.