کتاب در ١٠ روایت آمده است. روایت ها از تابستان ١٣٠٥ با سفر دانشجویی هدایت به بلژیک آغاز و تا نگارش روایت هایی درباره ی «سه قطره خون» و «بو ...
کتاب در ١٠ روایت آمده است. روایت ها از تابستان ١٣٠٥ با سفر دانشجویی هدایت به بلژیک آغاز و تا نگارش روایت هایی درباره ی «سه قطره خون» و «بوف کور» ادامه می یابد. «هنر و فلاکت»، هدایت را با تعدادی از افراد سرشناس مانند ونسان ونگوگ مقایسه می کند. در پشت جلد کتاب آمده: آن که جدی می گیرد نیازمند جدیت است و درست به همین دلیل است که می خواهد جدی گرفته شود. هدایت این گونه نبود. او از جدی گرفته شدن، از به حساب آمدن و از وزن داشتن عقش می گرفت. پس لازم بود سرشاخه ها را رها و به ریشه ها حمله کند، به حافظ، به سعدی، به ادبیات هزار ساله، به تاریخ چند هزار ساله. او بایست از بین دو شق حافظ و خیام، زیبایی و زشتی، شعر و نثر، زندگی و مرگ، سویۀ نامألوف را برمی گزید. و پس زدن حافظ، زیبایی، شعر و زندگی البته کار ساده ای نبود.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.