رمان فارسی.
زندگی گاهی بی رحم می شود و انگار تمام نيرويش را جمع می کند تا پوزخندی تلخ بزند به ريخت و قيافه ی عاشق و معشوق، و طوری ب ...
رمان فارسی.
زندگی گاهی بی رحم می شود و انگار تمام نيرويش را جمع می کند تا پوزخندی تلخ بزند به ريخت و قيافه ی عاشق و معشوق، و طوری بشود که عاشق دلباخته ی ما بگويد همه ی اين ها فقط حرف است و قصه! اصلا" شايد عشق همه اش همين است و وقتی جاودانه می شود که همراه با نرسيدن باشد: عشق در لحظه ی جدا شدن و نرسيدن نطفه اش کامل می شود و معنا پيدا می کند. انگار که اين دو، عشق و جدايی، همزاد يکديگرند. وقتی اولی نطفه می بندد، دومی خود را آماده ی حضور می نمايد و منتظر می شود تا وقتش برسد.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.