رمان فارسی.
داستانی از یک قتل و شاید چند قاتل، روایتی از واقعیت زندگی انسان هایی که در فشار زندگی می کنند، ماجرایی لایه به لایه پیرامون نو ...
رمان فارسی.
داستانی از یک قتل و شاید چند قاتل، روایتی از واقعیت زندگی انسان هایی که در فشار زندگی می کنند، ماجرایی لایه به لایه پیرامون نویسنده ای جوان که دختر مورد علاقه اش به شکلی مرموز می میرد و رفتن او کابوس های شبانه، کند و کاو، جست و جو و قصه هایی پی در پی را برای کشف راز این اتفاق به دنبال می آورد.
قسمتی از متن کتاب:
اگر صدای زنگ تلفن بلند نشده بود، می توانست حالا حالاها بخوابد. چشم هاش را به زور باز کرد. عقربه ی کوچک ساعت دیواری دوروبر ده بود. غلتی زد و پتو را کشید روی سرش تا نوری که از پنجره می تابید تو، چشم هاش را نزند. تلفن بی وقفه زنگ می زد. دست انداخت و گوشی را برداشت و کوبید تو سرش. دوباره سرش را برد زیر پتو. این دخمه ی نمور تلفن می خواست چی کار که گوش کرد به حرف لیلا و رفت سیم کش آورد و از سر خط اصلی تلفن، کنار کنتور برق، سیم کشیدند و آوردند این پایین که حالا کله ی سحری دشمن جانش بشود این سگ مصب؟ لیلا می گفت تو هم باید بتوانی از این تلفن استفاده کنی، ولی احتمالا کلافه شده بود از این که هی زنگ می زدند و با امیرعلی کار داشتند و او مجبور بود بیاید دم در آب انبار و صداش بزند.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.