وقتی مجبور می شوی با کفشهای دیگری راه بروی تازه میفهمی که تو کیستی. نیشا کانتور زندگی راحت و متمولانه ای را میگذراند تا این که شوهرش او را ط ...
وقتی مجبور می شوی با کفشهای دیگری راه بروی تازه میفهمی که تو کیستی. نیشا کانتور زندگی راحت و متمولانه ای را میگذراند تا این که شوهرش او را طلاق داد و از این زندگی جدایش نمود نیشا مصمم بود که می تواند زندگی پر زرق و برقش را دوباره از سر بگیرد اما او حتی کفش های تا چند لحظه پیشش را دیگر به پا نداشت. آن هم به این دلیل که سام کمپ - در تاریک ترین نقطه زندگی اش - به طور اشتباهی کیف باشگاهی نیشا را برداشته بود. اما او حتی فرصت این را نداشت که نگران یک کیف ورزشی جا به جا شده باشد - او در تلاش بود تا خود و خانواده اش را سرپا نگه دارد. هنگامی که او کفشهای قرمز پوست کروکودیلی کریستین لوبوتین با پاشنه شش اینچی نیشا را پوشید جرقه ناشی از افزایش اعتماد به نفس در او باعث شد که متوجه شود چیزی باید تغییر کند و آن چیز خود اوست. جوجو مویز در این کتاب که سرشار از لطیفه های ادبی و سرگرم کننده است داستانی را به تصویر میکشد که در آن تغییر یک چیز کوچک همچون کفش میتواند یک زندگی را دگرگون سازد.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.