دربارۀ موضوعهایی چون رنج و فقدان که عمیقاً به وجدان و درونیات آدمی مربوطاند، معرفت بهگونهای ویژه رخ مینمایاند. در این موارد، ذهن ...
دربارۀ موضوعهایی چون رنج و فقدان که عمیقاً به وجدان و درونیات آدمی مربوطاند، معرفت بهگونهای ویژه رخ مینمایاند. در این موارد، ذهن نظمی نامنظم و جستوجویی در همۀ اطراف و اکناف را طلب میکند. آگاهی شکلی جنونآمیز به خود میگیرد و هر آنچه در دسترس است، از کتاب و فیلم و هنر و مذهب و ادبیات و حکمت عامیانه و غیره، به میان میآید. مدارک علمی و نظم و سیاق مطالعاتی و دانشگاهی را موضوع مرگ و رنج پس میزنند و همزمان طلب میکنند. در اینجا، آنچه مطرح است و ما را به حرف زدن دربارۀ این موضوعها میکشاند نه داشتنِ دانشی خاص، بلکه داراییِ مشترکِ همۀ ما، یعنی خود رنج، و اقرار به معرفتناپذیر بودن آن است.
رنج پدیدهای اجتماعی است؛ چیزی که از آن به «رنج اجتماعی» تعبیر میشود. این بدان معنا است که رنج فرایندی اجتماعی است و ارتباطی درهمتنیده با موقعیت تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی دارد. رنجها، هرچند بشری و عمومیاند، بهگونهای خاص و اجتماعی ساخته و ادراک میشوند. بهعنوان مثال، در اینجا و این زمان رنج مرگ عزیزانم را چگونه میفهمم؟ چه چیزهایی به آن معنا میدهند و در ارتباط با آن هستند؟ این حرف بدین معنا است که همواره مفصلبندیِ میان رنج و جامعه مهم است و میباید رنجها را براساس یک موقعیت اجتماعی و سیاسی انضمامی مورد توجه و بررسی قرار دهیم.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.