مرز دومین رمان و هشتمین کتاب مسعود کدخدایی است.
در این رمان ما همراه با کتایون و بهرام و کودک خردسالشان سایه، ایران را ترک می کنیم و در پشت ...
مرز دومین رمان و هشتمین کتاب مسعود کدخدایی است.
در این رمان ما همراه با کتایون و بهرام و کودک خردسالشان سایه، ایران را ترک می کنیم و در پشتِ مرزهای میهن، همراه با این خانواده با مشکلهای گوناگونی روبرو می شویم، مشکلهایی که برای حل آنها گاهی بر سر دوراهی ایستاده و ناچار می شویم مرزهای اخلاقی و ارزشیِ پیشینمان را با دیدی تازه ارزیابی کنیم.
رمان «مرز» بخش دیگری از زندگی شخصیت های رمان «تو هم آرام می گیری» است. این دو رمان را می توان مستقل از یکدیگر خواند.
٢:
بهرام سالهاست باهمسرش کتایون در اروپا زندگی میکند. او دو دختر دارد که یکی از آنها همجنسگراست و دیگری بچهای در شکم دارد با پدری از فرهنگی دیگر.
او در کوششی برای تمیز کردن زیرزمین خانهاش دفترچهی یادداشتهای روزانهاش را مییابد که روایتِ پُرماجرا و دقیقِ گریز او از مرز و رسیدنش به اروپاست.
بهرام ضمن خواندن دفترچه، به بررسی زندگی کنونی و زندگیاش پیش از ترکِ ایران میپردازد و متوجه میشود که با گذشتن از مرز، نه تنها از مرزِ کشور که از مرزهای درونی و ارزشیِ بسیاری گذشته و شخصیّت و رفتارش نیز دگرگون شده است.
آیا او باید مانند همسرش گذشته را به فراموشی بسپارد و جذب جامعهی تازه شود یا آنکه از میان یادهای گذشته ارزشهایی را برچیند و پاسداری کند؟
هنگامی که با گذشتن از هر مرزی بخشی از زندگیمان را پشت آن میگذاریم، تا چه اندازه میتوانیم از آن «زندگیِ گذشته» فاصله بگیریم؟
این رمان بخش دوم رمان «تو هم آرام میگیری» است.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.