داستان فارسی برای گروه سنی "ب". آخرین دانهی برف که روی زمین نشست، روباه برای شکار به مزرعه رفت. چون آدمها بیشتر درختهای جنگل را ...
داستان فارسی برای گروه سنی "ب". آخرین دانهی برف که روی زمین نشست، روباه برای شکار به مزرعه رفت. چون آدمها بیشتر درختهای جنگل را بریده بودند، او و دوستانش نمیدانستند باید کجا زندگی کنند یا از کجا غذا به دست بیاورند. به همین خاطر روباه با این که خیلی از آدمها میترسید از زور گرسنگی مجبور شده بود به مزرعه بیاید. مرغها هنوز توی لانه خواب بودند. روباه با خودش گفت:«بهتر است تا بیرون آمدن مرغها همین گوشه کنار ها منتظر بمانم.» ... با کاغذ گلاسه
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.