( داستان برای کودکان گروه سنی ب )
مشت می زد و مشت می زد، مشت زن به همه چیز مشت می زد. او مشت زن محبوب شهر بود. با دستکش هایی که از پدرش برایش به ...
( داستان برای کودکان گروه سنی ب )
مشت می زد و مشت می زد، مشت زن به همه چیز مشت می زد. او مشت زن محبوب شهر بود. با دستکش هایی که از پدرش برایش به یادگار مانده بود به همه چیز مشت می زد. از ابرهای آسمان تا ساختمان های بلند و کوه های فراخ. به همه چیز مشت می زد. تا روزی...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.