رمان فارسی.
در پشت جلد آمده است: طوطيا ديد كه ماه از زير ابری خود را بيرون كشيد و تلافی جويانه به او خنديد. جيغ كشيد طوطيا، صدايی كه او را می ...
رمان فارسی.
در پشت جلد آمده است: طوطيا ديد كه ماه از زير ابری خود را بيرون كشيد و تلافی جويانه به او خنديد. جيغ كشيد طوطيا، صدايی كه او را می خواند، نزديك تر شد. فكر كرد "جن مرد؟" زن های جن خبرش كرده بودند حتما. تكه سنگ تيزی از كنار گور پدر برداشت، دست گذاشت جلوی دهانش صدای خودش را خفه كرد. نور زرد لرزيد و نزديك تر شد...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.