قسمت هایی از کتاب خانه ای روی آب
آن شب آن قدر باران بارید که هیچ کس صدای ناله های مادر بزرگ را به خاطر شکم دردش نشنید و هیچ کس نشنید که مادر ...
قسمت هایی از کتاب خانه ای روی آب
آن شب آن قدر باران بارید که هیچ کس صدای ناله های مادر بزرگ را به خاطر شکم دردش نشنید و هیچ کس نشنید که مادر بزرگ از تختش پایین افتاد. صدای رعد و برق آن قدر بلند بود که هیچ کس نفهمید که خانه روی آب افتاده است...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.