رمان فارسی. از متن کتاب: یه روزی یه آدم لاغر قد بلند با ریش و سبیل بلند اومده بود قهوه خانه ی اون نسناس (خالو اسی)، سر تا پا سفید پوشیده بود. ی ...
رمان فارسی. از متن کتاب: یه روزی یه آدم لاغر قد بلند با ریش و سبیل بلند اومده بود قهوه خانه ی اون نسناس (خالو اسی)، سر تا پا سفید پوشیده بود. یه دمپایی چرمی هم پاش بود، یه کیسه هم دستش بود، یه راست اومد دم پیش خان، سر منو بوسید. از من پرسید اسمم چیه؟ من هم بهش نگاه کردم گفتم اسم من رایاس. چن تا قطره اشک از چشاش ریخت پایین ...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.