رمان فارسی. از متن کتاب: نگاه آرش روی چین و شکن موج ها لرزید و در سینه ی یک تپه موج لغزنده تاب خورد و به ماسه زار ساحل افتاد. با پس نشینی لغزان ...
رمان فارسی. از متن کتاب: نگاه آرش روی چین و شکن موج ها لرزید و در سینه ی یک تپه موج لغزنده تاب خورد و به ماسه زار ساحل افتاد. با پس نشینی لغزان تیغه های آب، آه کشید و فکر کرد کاش پارویی به پهنای یک دشت در دست داشت و با آن بر سر موج ها می کوبید و تپه های آب را می شکست و صاف می کرد. بعد قایق اش را روی آب صافی می لغزاند و تا میانه ی عمیق آب پیش می رفت ...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.