کتاب، داستان یک هزار پا را که ماجراهایش هم به اندازه ی پاهایش بسیار زیاد است، روایت می کند. این داستان ها با درون مایه ای طنزآمیز، بچه ...
کتاب، داستان یک هزار پا را که ماجراهایش هم به اندازه ی پاهایش بسیار زیاد است، روایت می کند. این داستان ها با درون مایه ای طنزآمیز، بچهها را با مشکلات و گرفتاری های بی شمار این هزار پای بامزه، آشنا می کند و فضایی خیال انگیز برای آن ها فراهم می کند. در کتاب «سرما نخوری کوتی کوتی»، این هزار پا وقتی لحاف را بر سر کشیده است، در جواب به پدر و مادر که از او می خواهند به مدرسه برود با آه و ناله می گوید« خیلی حالم بد است. پای پنجاه و پنجمی ام درد می کند. پای دویست و بیستمی ام تیر می کشد. پای سیصد و سی و سومی ام بدجوری می خارد. پای چهار صد و چهل و دومی ام ورم کرده. پای ششصد و هفتاد و هشتمی ام ... وای وای وای سرما خورده... و دوباره سرش را زیر لحاف برد و الکی پلکی آخ و واخ کرد.»
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.