آتش گویی در دنیای دیگری روشن بود
و اکنون پرندگان از اتاقی به اتاق دیگر می پرند
پنجره ها افتاده اند، رختخواب پوشیده از سنگ است
اجاق آکنده ...
آتش گویی در دنیای دیگری روشن بود
و اکنون پرندگان از اتاقی به اتاق دیگر می پرند
پنجره ها افتاده اند، رختخواب پوشیده از سنگ است
اجاق آکنده از تکه های آسمان که رو به خاموشی می رود.
دیدم که شعر برایم آشناست. این آشنایی از کجا آمده بود؟
بلافاصله پی بردم که مرا به یاد شعر صالح می اندازد…
آری! شعر صالح شعرِ انسانِ تراژیک عصر ما، با زبان وحشی، در حال اعجاب آور است.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.