کتاب شام مهتاب نوشته زهرا ناظمی زاده
چند روزي است كه خودم را در اتاق زير شيرواني حبس كرده ام تنها صدايي كه مونس تنهايي ام است صداي باران و ...
کتاب شام مهتاب نوشته زهرا ناظمی زاده
چند روزي است كه خودم را در اتاق زير شيرواني حبس كرده ام تنها صدايي كه مونس تنهايي ام است صداي باران و امواج خروشان درياست كه عجولانه خود را به كناره هاي ساحل ميرساند و دوباره سرگردان و نااميد باز ميگردد . هرروز عصر حول و حوش اين ساعت در كناره ي ساحل قدم ميزنم و خاطرات گذشته را بارها و بارها مرور ميكنم . خاطراتي كه براي فرار از آنها به اينجا پناه آورده ام تا شايد بتوانم فراموششان كنم . ده سال زندگي ؛ كه با باورهاي خود آن را قبول كردم و سالها سعي و تلاش كردم كه آن را با چنگ و دندان نگه دارم ؛ ولي بي فايده بود ؛ مانند گشتن به دور دايره اي كه سرانجام به جاي اول ميرسم . بارها سعي كردم در اين درياي متلاطم خودم را به دست امواج بسپارم ولي اميد به خدا مرا از اين كار باز داشت و آخر تصميم گرفتم براي هميشه به جايي پناه ببرم كه احساس آرامش ميكردم ؛ به اتاق زير شيرواني كه درياي خزر را به همه ي ابهت و زيبايي ؛ ميتوان از دريچه ي كوچكش ديد . به جايي كه به خودم تعلق دارد و كسي نيست كه به من امر و نهي كند و فقط و فقط براي خودم زندگي كنم ؛ بدون آقا بالا سر ...
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.