قسمت هایی از کتاب گم شدن تصویر در آینه
پیش تر به مورد معمایی لوسی اشاره کردم: او همچنان کم و بیش توی کافه های شبانه پلاس است و مخصوصا در روز ...
قسمت هایی از کتاب گم شدن تصویر در آینه
پیش تر به مورد معمایی لوسی اشاره کردم: او همچنان کم و بیش توی کافه های شبانه پلاس است و مخصوصا در روزهایی که ناگزیر به شرکت در جشن خانگی است، عین دیوانه ها می شود. شلوار مخمل کبریتی و پلوور رنگارنگ می پوشد و با سندل راه می رود، موهای با شکوهش را کوتاه کرده تا بی دردسر ، به فرم «کلووش» دور سرش آویزان باشد، مدی که تازگی شنیده ام اسمش «پونی» است و مدتی پیش ، مدرن به حساب می آمد. با وجود این که نتوانستم هیچ مورد خلاف غیر عرفی از او مشاهده کنم، - غیر از یک جور هیجان زدگی عصبی که خودش اسم آن را اگزیستانسیالیسم گذاشته- بازهم نمی توانم خودم را قانع کنم که روند روحی اش خوشحال کننده است. من کشته مرده ی زن های ظریفی هستم که اخلاق مدارانه ، با ریتم والس تکانی به خود می دهند، شعرهای دلنشین دکلمه می کنند و نهایت غذاخوردنشان ، فقط کمی «گولاش» (سوپ مجاری) با ملغمه ای از خیارشور و فلفل دلمه ای است.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.