قسمت هایی از کتاب پسر قاتل من:
هری، چه می شود به تو گفت؟ فقط می شود گفت کی گفته که زندگی راحت است؟ از کی؟ برای من راحت نبود؛ برای تو هم نیست. ...
قسمت هایی از کتاب پسر قاتل من:
هری، چه می شود به تو گفت؟ فقط می شود گفت کی گفته که زندگی راحت است؟ از کی؟ برای من راحت نبود؛ برای تو هم نیست. این زندگی است و زندگی همین است. دیگر چه می شود گفت؟ اما اگر کسی این زندگی را نخواهد، اگر بمیرد چه می کند؟ هیچی. هیچ هیچ است؛ پس بهتر است آدم زندگی کند. گفت بیا خانه، هری اینجا سرد است. پاهات را تو آب گذاشتی، سرما می خوری. هری بی حرکت در آب ایستاد و پدرش چند لحظه بعد رفتو موقع رفتن باز باد کلاه از سرش برداشت و آن را در کرانه غلتاند.
We are using technologies like Cookies and process personal data like the IP-address or browser information in order to personalize the content that you see. This helps us to show you more relevant products and improves your experience. we are herewith asking for your permission to use this technologies.